فرهنگ لغت خودمونی ما

بعد از یک سال و چند ماه زندگی دانشجویی حالا اینجا فرهنگ واژگان مخصوص خودمون رو داریم! تقریبا برای هر چیزی یه اسمی انتخاب کردیم و گاهی اوقات وقتی یه چیز رو به اسم اصلیش صدا میزنیم منظور هم رو متوجه نمیشیم!

به "زیر قابلمه ای" میگیم "چوب"! چون چوبیه! ... مثلا " چوب یادت رفت بیاری!" نیشخند

به "کفگیر" میگیم "نصف کن" ! چون همیشه غذاهامونو باهاش نصف میکنیم. همیشه هم دعوا داریم که درست نصف نشد!

به "روزنامه" میگیم "سفره" ! چون کار سفره رو میکنه و البته خیلی بهتره از سفره است! تمیز کردن نداره جمعش میکنی میندازی دور! نیشخند

یه مغازه هست اسمش MK Bros هست بهش میگیم Kerberos ! چون ما IT خوندیم! (کامپیوتریا فهمیدن)

به اسکاچ میگیم لیف!

قابلمه هامون اسم دارن! غول بزرگ! غول مهربون! ... غول بزرگ بزرگترین فابلمه یا ماهی تابس که شستنش مکافاته. غول مهربون قابلمه پلوپزه که زیاد بزرگ نیس و راحت شسته میشه.

بعله... خلاصه تو این هیاهوی تنهایی هامون، گاهی تنها خوشی دلمون اینه که امروز غول نداریم بشوریم! البته خوش به حال اونی که نوبتش بوده چشمک

/ 3 نظر / 12 بازدید
اصلان

پس تو فرهنگتون F... جا نداره؟ اینجا هم فرهنگ خاص خودمون رو داشتیم. همه ی کلمات خلاصه میشد در این دو حرف مذکور ;) درضمن تو خیلی نوبی که نمیتونی غول بزرگ بکشی :D

محیا

به اسکاچ که رسیدم کلی خندیدم. اون علامت تعجب تهش کلی حرف داشت [نیشخند] شما مگه چند نفرید ؟؟

رها

[زبان][نیشخند]