سوال

گیر کردم!

نمیدانم... تنهایی شاید یه راهه

نمیدونم چیکار کنم. آدم بین خودش و خداش و خانوادش و زندگیش و حال و آیندش و برنامش و هزار تا کوفت دیگه میمونه...ناراحت به هر طرف برم یکی لطمه میخوره ناراحت نمیدونم باید برای کی زندگی کنم؟ برای خدا؟ برای خودم؟ برای عشق؟ برای خانوادم؟...خنثی

نمیدونم از کی معذرت خواهی کنم؟ خدایا ببخشید؟ عزیزم ببخشید؟ مامان بابا آبجی ببخشید؟...ابرو

من خودم رو تنها گذاشتم یا تو رو؟ یا خواهرمو یا پدر مادرمو؟ من کار بدی کردم یا خوب؟ من اشتباه کردم یا درست بودم؟ من خودخواهم؟ من بیرحمم؟ من سنگدلم؟ افسوس

برای کی زندگی کنم؟ یکی بگه راه کدومه؟ چاه کدومه؟ من باید برگردم تو اون خراب شده زندگی کنم و آینده خودم و خانوادم رو در اون حد بچینم یا بمونم اینجا و اونا... و خواهرم تنها ناراحت و مادرم غمگین؟ و پدرم تو فکر... و عشق... هی روزگار !ناراحتافسوس

/ 5 نظر / 53 بازدید
اصلان

اوه اوه اوه نبینمت اینطوری کاکو [تلفن]

اصلان

یه دینگ بزن

مليكا

اگه همه ي دلت اونجاست پس اينجا چي كار مي كني ديگه!!!

تجربه

بابا بمون اگه كار درست حسابي برات جور ميشه.يكم دلتنگي داره. پستهاي قبليت رو كه خونده بودم حدس ميزدم بموني . فقط يه جا خونده بودم كه نامزد داري اگه در همين حده اشكالي نداره. بايد خودت رو انتخاب كني خدا هم كه هميشه همراه همه ادما هست. با خانوادت هم كه روزانه با اين تكنولوژيهاي جديد رودررو ميتوني صحبت كني. من كه آرزومه بزنم بيرون. ولي شوهرم فكر ميكنه از پس دل تنگيش برنميام و گرنه حتما ميزدم بيرون (ببخشيد ديگه ، اين طرز فكر منه)

محیا

متولد ماه مهر تولد مبارک دوست خوبم، نوید، امیدوارم یه عالمه حال خوب باشه و کنار سانیا همیشه لباتون خندون باشه سبز باش