سیستم در ایران

ساعت 9:30 صبح با اصلان رفتم یکی از این ادارات دولتی و نظامی!

اینکه به علت نیم آستین پوشیدن جلو حراست به زور کت تن ما کردن بماند. یه کتی که تن هزار نفر شده بود تا حالا و وا رفته بود یه جورایی. البته کتش بهم میومدا نیشخند( خب هیکل که میزون باشه همینه دیگه عینکچشمک )

 

یه حساب کتاب مالی کوچیک داشتیم پس رفتیم بخش مالی رو به زور پیدا کردیم. واقعا به زور چون قشنگ چند دور زدیم و چند طبقه رو گشتیم تا پیداش کردیم. آقای مالی مودبانه و البته با نگاه عاقل اندر سفیه گفت که زود اومدین و سیسسسسسسسسستم ساعت 10 فعال میشه!

 

گفتیم اوه بابا سیستم بابا سکیوریتی بابا اتوماسیون... خب جای تعجب داشت بالاخره این مملکت و ازین کارا ؟!!!

...

سرتو درد نیارم؛

ساعت 10 شد و ما مشتاقانه چشامون به مانیتور و منتظر اکتیو شدن سیستم و دیدن این صحنه رویایی و یک سیستم اصولی در ایران.

لحظاتی بعد آقای مالی خیلی جدی از تو کامپیوترش یه فایل اکسل باز کرد و پرینت کرد و داد بهمون!  خنثیگریهکلافه

...

( سیسسسستم که بماند کنار! فکرشو بکن احتمالا بهش گفته بودن اگه زودتر از 10 اینو باز کنی همه چی میترکه و اخراج میشی! )

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
آرزو بانو

[خنده] خیلی باحالیم به خدا خودمون تو کف تکنولوژی خودمون موندیم.کته جالب بود فک نمی کردم این کارو بکنن.

بهار

انقد از خودت تعریف نکن...چشم میخوریا[چشمک][قلب]

محیا

من کلا مخالف این اجبار ها برای هر دو جنس هستم اما فکر میکنم خیلی خوبه که گاهی به شما هم گیر هایی داده شه و اجباری اذیتتون کنه تا کمی، فقط کمی مارو درک کنید[چشمک] [نیشخند]