اندر احوالات اینور خط !

ازدواج

وقتی که پاتو میذاری اونور خط مجردی، یه سری چیزای جدید پیدا میکنی! از انواع این چیزها میتوان به دیدگاه، شخصیت، انتظارات، دوست، دشمن! و... اشاره کرد. چیزایی که گاهی اوقات ازش لذت میبری و گاهی اوقات ناراحتت میکنه. چون اتفاقای دور و برت و چیزایی که میبینی از لحاظ تعداد بیش از قبل شده. خیلی هم طبیعیه چون قبلا با یک گروه آدم طرف بودی و الان با دو گروه. و این  گاهی اوقات برات خوبه و ازش لذت میبری و گاهی اوقات بد و میبینی خوب نیست.

 

یه جاهایی نمیتونی چشمتو رو همه وقایع دور و برت ببندی و بیخیال رد شی. چون "تو" دیگه الان اون "تو"ی سابق نیستی و حتی یه شخصیت جدید پیدا کردی. شخصیتی که قبلا داشتی طبق تعریف و روش زندگی تو در بیست و اندی سال زندگیت بوده و اونی که الان پیدا میکنی باید تعریف خانواده جدید رو کنارش بگنجونی... و اگر این دو با هم منطبق نباشند... بله اینجا برات سخت میشه!

 

خب چیزی که طبیعیه این دو به ندرت خیلی شبیه هم هستند. خوش به حالت اگر باشند و بدا به حالت اگر اصلا نباشند و برو خدا رو شکر کن اگر اون وسط مسطاس. میخواستم بگم اینجا، اینور خط، اگه یه روزی مثل الان من که ذهنم درگیره بری تو غار، غار نوردی هات هم مثل قبل نیست. همون غاری که اکثر پسرا وقتی قات میزنن میرن توش و میشینن و میفکرن و میفکرن و میفکرن و با یا بی نتیجه میان بیرون. اما بالاخره این تویی که از خط عبور کردی و باید همه ی چیزای دور و برت رو مدیریت کنی...  شاید بگی سخته... ولی ممکنه!

 

/ 1 نظر / 20 بازدید
ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم و لذت بردم. به ديدارم بيا و شعرهايم را بخوان و نظرت را بنويس. اگر با تبادل لينك موافق بودي خبرم كن. لطفا بگو كه با چه نامي لينكت كنم و آدرس وبت را هم بنويس. منتظرت هستم.