عصر جمعه

خدایا منو ببخش ولی من اگه اینارو اینجا نگم میمیرم ! نیشخند

 

***

 

عصر جمعه بود و شما قطعا حس و حال این زمان رو میدونی. من کنار خانواده بودم. تو حال به صورت چهارزانو نشسته بودم و چون کمی سرما خورده بودم یکم فش فش میکردم! لیمو شیرین رو قاچ کرده بودم و هی در دهان مبارک فشار میدادم تا آبش کامل گرفته شود و ویتامین ث ها هدر نرود. از قضا تلویزیون هم روشن بود و مامان و بابا هم  نشسته بودند. نگو داشت سخنرانی این آقای رحیمپور ازغدی رو نشون میداد.

 

لحظه ای رخ برگرداندم و جمله ای شنیدم در این مایه ها: در دنیای امروز که مدرنیسم جایگزین سنت گرایی شده و سکولاریسم توسط ایده های آنگولاساکسون هویت پوزیتیویسم به خود گرفته جزم گرایی ها فلان طور شده و اجتهاد شهید التقاط و آزاداندیشی بی اباحه گری شده است !

 

یعنی جمله که تموم شد از پدر و مادرم که اونا هم هنگ کرده بودن به صورت چشمی اجازه گرفتم و شروع کردم به فر خوردن! لیمو هم در دهانم قفل شده بود و همانا تنفس بسی دشوار... و من به خود میپیچیدم......

 

تقریبا هر 3 طلسم شده بودیم که خواهرم متوجه مشکل شد. در آن حالت احتضار به صورت اسلوموشن دیدم که خواهرم بلند شد و به سوی حال دوید. سپس با یک شیرجه مکس پینی (بدون نگاه به تلویزیون) کنترل را از دست پدر ربود و با شلیکی دقیق توسط دکمه قرمز کنترل، شرایط را حالت عادی بازگرداند!

 

***

 

من کاری ندارم این بابا استاده یا فیلسوفه یا هرچی(هرچند ازش خوشم نمیاد)... و اصلا منظور اصلی پستم ایشون نبود؛ مشکلم با جای دیگس!! نوکرتم! سخنرانی ای که خود مدعوینش -که همه استاد دانشگاه بودن- شکل علامت سوال شدن رو گذاشتی عصر جمعه از کانال سراسری برای عموم پخش میکنی؟ بدم پدرتو ... ؟!؟ نیشخند

 

پاورقی ها :

  • تو فیسبوک گروه "دیدن برفک تلویزیون رو به برنامه های صدا و سیما ترجیح میدهم" رو دیدم و عضو شدم.
  • دیگه  قول میدم کمتر به صدا سیما گیر بدم!
  • مثل ابراهیم حاتمی کیا که گفته بود آرزو داشتم یه فیلم بسازم که توش 1 تیر شلیک شه (آژانس شیشه ای)، منم آرزو داشتم که پستی بنویسم که توش 2 تا نیشخند اونم اول و آخرش باشه! تونستم !!

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
مهر

چه لحظه ی زجر آوری بوده [نیشخند] منکه کلا تی وی نمیبینم (بخاطر همین چیزاش) ولی در اینجور مواقه که میشنوم شروع میکنم به بد و بیراه گفتن ! دچار حال بدی میشم کلا ![نیشخند]

راحیل

من که اصلا از این رحیمپور ازغندی خوشم نمیاد وهروقت که در زمان چرخش کانالها متوجه حضور و سخنرانی این اقا میشم بی اختیار کانال را عوض میکنم و فرصت بخودم نمیدم که حرفهای قلنبه وسولمبه توگوشم وارد بشه دلیلی هم ندارم برا این خوش نیامدن ولی طرف ظاهرا از طرف بنده شانس نیاورده خلاصه اینکه گفتی داغ منو تازه کردی[متفکر]

پائیز

=))راس میگیا...من فکر میکردم فقط من نمیفهمم....[خنده]

محیا

حالا این جمله ای گفت یعنی چی؟[نیشخند]

محیا

راستی نوید یه سوال، پدرشو دقیقا چی؟ [نیشخند]

محیا

اِ... این شارلوت واسه منم همینو کپی کرده بود [نیشخند]

سید محمد

خداییش خوب مینویسی