از سر درد من تا اثبات وجود خدا !

یه وقتایی شب سرت درد میکنه بد جور... ابرو

میای بخابی خنثی

بعد به مدت یک ساعت بال بال میزنی و آخرش نمیفهمی خابی یا بیدار افسوس

چه بدتر که چراغ اتاق هم روشن و یا نیمه روشن باشه و توام به نور حساس!

و باز یه دوساعت بعد بیدار میشی و هنوز نفهمیدی خواب بودی و یا بیدار آخ

اما سرت همچنان درد میکنه و درد بیخابی هم روش و ساعت 2-3 نیمه شبه گریه

...

بالاخره میخابیخواب

و صبح دم طلوع یهو با کلی ترس چشاتو باز میکنی! نگران هی سرتو تکون میدی! نگرانمیبینی عه خبری نیس! تعجب

اتاق تقریبا نیمه روشنه و سر دردت کاملا رفته زبانفرشته سبک سبک، پاک پاک! لبخند

یعنی لذت اون لحظه و خوابی که داشتی و خوابی که بعدش خواهی داشت غیر قابل توصیفه بغلمژه

اگه من کاره ای بودم تو کتاب دینی این اتفاق رو به عنوان مثالی از نشانه های وجود خدا مینوشتم! از خود راضینیشخند

/ 3 نظر / 28 بازدید
اصلان

این که گفتی اثبات وجود GR هست [بازنده] این شرحی که دادی رو دقیقا من تجربه کردم. دیشب یعنی مصادف با همون شبی که از اینجا گذشت و به اونجا رسید... [دست] یعنی تا خود 4 صبح بال بال زدم. صبح ساعت 7 راحت شدم :D

roya

سلام من هم مثل شما همين مشكلو تجربه كردم واقعا موافقم و خدا هميشه شكر ميكنم [گل]

roya

ممنونم كه بهم سر زديد وب شما هم زيباست