سلام . خوبین ؟

هوس کردم آپ کنم ولی چون فعلا مغزم از کار افتاده همینجوری می نویسم . آخه سرما خوردم . دیروز صبح ... امروز صبحم رفتم دکتر ۲ تا پنی سلین داد هر دو رو با هم تزریق نمودم . الان داشتم پرتقال میخوردم چون دکی گفت مایعات زیاد بخور . همینجوری هم دارم اینجا مینویسم و هم دارم اتاقم رو مرتب میکنم و هم آهنگ گوش میدم . موسیقی خالی کلاسیک خوشکلاشو خیلی دوست دارم ! مثل یانی و ...

امتحانام روز قبل تاسوعا تموم شد . روز آخری ۲ تا امتحان داشتم . داغون شدم ... ولی حالا راحت شدم ! یکشنبه هم انتخاب واحد دارم . ترم آخر ! چه زود گذشتا !!! انگار همین دیروز بود عین این جوجه ها جیک جیک وارد دانشگاه شدم و حالا عین خروس شدم و داره تموم میشه ... البته خروسا و مرغا تو دانشگاه دو دسته میشن ! مجرد و متاهل ... من اسمم قسمت مجرداس ! هم خوبه هم بد ... ولی کلاسش بیشتره

نمره ها دونه دونه داره میاد و افتضاح ... عجیب ترین چیز این بود که یکی از دخترای تاپ دانشگاه که درسش هم چندان تعریفی نداره (ه-م) ، سخت ترین امتحان ترمو ۲۰ شد . من فکر کنم تو تاریخ از این استاد کسی نتونسته بود ۲۰ بگیره ... حالا این چجوری ۲۰ شد خدا میدونه ... خودم ۱۳ شدم .

این روزا بیرون که میری کم کم دارن این تکیه ها رو جمع میکنن . وقتی میبینم تکیه خالیه و یه نفر داره دونه دونه پرچمای یا حسین و یا ابالفضل رو میکنه ، دلم میگیره .

چهارشنبه که رفتم شرکت ، مشکلی که چند وقت بود تو کارم پیش اومده بود حل شد !! باورم نمیشد ولی خیلی خوشحال شدم . البته خیلی مشکوکم بهش ولی فعلا که جواب داده ! قربون امام حسین برم جه زود کمک کرد .

باید ورزشم رو شروع کنم . تنبل و خپل شدم !  ... خوابالو هم که بودم ! (البته هیچ وقت بیخیال امتحانام نشدم !) ...همه میگن لاغر هم شدم .  موهام بلند شده ... ریش هم گذاشتم ، یک قیافه خفنی شدم !!!!!

یه خبری هم باید از دوستان بگیرم . به وحید خیلی وقته زنگ نزدم . پوریا اومده تهران و باید هم دعوتش کنم هم یه شب بریم با هم بچرخیم ... یه زنگی هم باید به مجتبی بزنم .  

یه خبری هم از فک و فامیل باید گرفت . خونه خاله اینا حتما باید برم . خونه مجی اینا هم حتما باید با مامان اینا برم ...

مامان میگه بهتره یه تخت خواب بگیری ... نمیدونم بگیرم یا نه ؟!!  ... خیلی وقته رو فرش میخوابم . 

راستی این جابربن حیان رو میبینی ؟ قشنگه ... خوشم میاد ! اون زبیر مثل منه !! موذیه !!! ولی دلش روشنه ... باهش خیلی حال میکنم .

صحبت کردن خیلی خوبه .  آدمو سبک میکنه ... راحت میکنه ... نگرانی ها و دلتنگیا رو کم میکنه ... امروز ظهر خوبی داشتم .

 

خدایا چنان کن سرانجام کار  *** تو خشنود باشی و ما رستگار