دوشنبه ، ۱۹ دی ۱۳۸۴ ... به یه دنیای جدید پا گذاشتم ! ... و امروز وبلاگم ۱ ساله شد . حالا دیگه من و این مخزن حرفهام یه جورایی به هم وابسته شدیم . ۲-۳ تا دوست خوب پیدا کردم . شاید بگی کمه ولی بهت میگم اندازه یه دنیا ارزش دارن ! ... بعضی ها اومدن ، یه سرک تو کلبه ی من کشیدن و رفتن ... بعضی ها موندن ... بعضی ها ... 

حوصله پر حرفی ندارم . پارسال آخرین جمله ی اولین پستم یه دعای ساده بود . امسال هم همون دعا رو میکنم ...

امیدوارم همچنان روزهای خوبی رو با هم داشته باشیم ...

یا حق

**************************************

***************************

***************

 روز ... ماه ... سال ..... سال ها ... سال های دور و نزدیک ... سال های قبل و آینده ...

 دفتر خاطراتم رو ورق میزنم ... یادش بخیر .... ! اولین ها همیشه جاودانند ... آن سال ، اولین کسی که به کلبم دعوت کردم ... امسال ، اولین کسی که قصد سفر کرد ... اما کی گفته اولین ها همیشه ماندگارند ؟! ... 

 

ای  کاش منم اولین بودم ...

 نمیدونم چرا ؟! ... اما چشم های کوچکم حرف های بزرگی با تو دارند ... 

  من

 برای سال ها می نویسم

 سال ها بعد ...

 که چشم های تو عاشق می شوند

 افسوس

 قصه ی مادر بزرگ درست بود ! ...

 همیشه ،

 یکی بود ...

 یکی نبود ...