نميدانم ” که “ هستی ؟

نميدانم ” چه “ هستی ؟

دو چشم شعر من پيش تو کور است

زبان شعر من ، پيش تو لال است

لبانت ، لاله ی سرخ جنوب است

نگاهت ، بيشه ی سبز شمال است

نميدانم که در انديشه ی من

تو هستی يا ” فريب “ است

تو هستی ، يا ” خيال “ است !!