اه .... اعصابم خورد بود ... خورد تر شد ..... !!!!!!

خسته شدم ....  به هر دری ميزنی فايده نداره ...  کاش بود !!!!‌

چت هم نه کسی هست نه بعد ۲ سال که رفتيم روم يه نفر جواب ميده !‌! نميدونم چی ميخوان از آدم ؟‌ اصلا چه منطقی حکم ميکنه ؟  دعوام شد با همه !

بابا ۲ سال پيش دخترا يا پسرا خيلی آدم تر بودن ! الان ديگه جواب سلام هم نميدن ... اه اه .... رومای ياهو هم که قاطی شده .... اون موقع تازه کلاس بندی بود ميدونستی کجا بری !‌ يادش بخير ”تنهاترين ها“ چه حالی ميداد !! چه دورانی بود !

........ چه شد آن روزها ای داد بيداد .........

يه نفر نيست باهش حرف بزنيم ... باز خدا پدر سينا رو بيامرزه سر شب بود ۴ کلوم اختلاط کرديم ... عجب مکافاتيه !

هييييييييييييييييييييييييييييييچکس نيست .

سخته به خدا !

راستی پدر بزرگم هم حالش خيلی خرابه . واسش دعا کنين .... دکترا گفتن تا چند وقت ديگه ....

 

 دريغا ديده ی دل ها به خواب است

 نداند کس که غم ها بی حساب است

 دمی انديشه کن کاين زندگانی

 عذاب اندرعذاب اندرعذابست