سوپرایز !
واو !
یعنی هویجوری به صورت خنثی
اومدم یه سر از وبلاگم بزنم و دیدم یه نظر جدید دارم! گفتم حتما از این تبلیغ مبلیغاس و یکی اومده یه چیزی رو کپی پیست کرده...
روش کلیک کردم!
1 خط خوندم!
"اگه جنبشو داشته باشی..." ....................... محیا !
یهو انگار از این رو به اون رو شدم و قیافه تبدیل به
شد و با سرنگ آمپول انرژی و شادی و نشاط بهم زدن و خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم!
در همین لحظه همه چیزایی که میخواستم بنویسم رو وتو میکنم. اصن چی میخواستم بنویسم؟! ولش کن این پست خوبیش همینه که مخصوص محیا باشه !
گزارش پایانی سال 90 !
سال 1390 هم با همه خوبی و بدی هاش دیگه داره تموم میشه. امسال هم اتفاقای بزرگی تو زندگی شخصی و اجتماعی من افتاد. از خواستگاری رفتن
گرفته تا تغییر محل کارم و رد شدن درخواست رفتن خارجم...!
البته جالب بود بیشتر تو نیمه دوم سال و پاییز این اتفاق افتاد! یعنی عاشق پاییزم! 
اتفاقای اجتماعی و مملکتی هم که از بیشتر رنگ و بوی پست های این سالم معلوم بود. هر چند دوس ندارم و نداشتم که اونطوری بنویسم... اما چه کنم!؟... بگذریم.... فعلا این لحظات زیبا رو فراموش نکینم و ایکاش ایرانمون خیلی بیشتر از این اندک لحظات شیرین و دوست داشتنی داشت. تو این روزا باز کمی شادی و نشاط تو چشم مردم دیده میشه. ما هم امروز رفتیم یه ماهی خوشکل گرفتیم و سفره هفت سینمون داره تکمیل میشه. خیابونا غلغله بود و همه میخندیدن و انگاری برای چند روزی مشکلات مملکتشون رو از یاد بردن...

همش رو با هم قبول دارم و میدونم که لطف خدا بوده تمامی این اتفاقا.
خدا رو شاکرم که باز هم 1 سال شمسی دیگه فرصت زندگی و استفاده از نعمت هاش رو داد... اگر خوبی بود کار خود خدا بود و اگر بدی بود از ما بود... 
همیشه آخر سال سرشار از حس های متفاوت برای همه آدماس! حس های سرشار از استرس، شوق و ذوق و نگرانی و شاید گاهی غم! اینکه قطار عمرمون یک سال به مقصدش نزدیک تر شد و باید بجنبیم!!
الانم دوباره مملو از این حس خاص شدم.
امیدوارم بتونم در لحظات باقیمونده عمر به نیکی، به شادی، و درست و خداپسندانه ادامه راه بدم و البته الان باید بگیم بدیم
. و از همین تریبون
عید باستانی نوروز و سال جدید سال 91 رو به همه دوستای گل و نازنینم و بخصوص دوست دختر! جیجلم 
تبریک میگم و امیدوارم تو سال جدید به بیشتر آرزوهاتون (اون اصلیاش
) برسید. برای سعادتمندی ما دعا کنید.
راستی اون حس خاص منو کشوند تا یه نگاهی به آخرین پست پارسال بندازم! یادش بخیر...
خب........... اینم از آخرین پست سال 90 ! 
... 
آدرس
از شرق تهران که راه میفتم میام میدون "هفت حوض". سوار تاکسی میشم و از "گلبرگ" میاد تا چهار راه "قصر" و بعد از "عباس آباد" میاد و اندیشه و سهروردی و "مهناز" و مصلی و مدرس و "بخارست" و "وزرا" رو رد میکنه. من بین راه پیاده میشم ولی تاکسی تا "تخت طاووس" میره و برمیگرده...
حالا اگه بخایم بر اساس اسم تابلوها ( به عبارتی حکومتی ) آدرس بدیم میشه:
هفت حوض میشه نبوت!
گلبرگ میشه جانبازان!
عباس آباد میشه شهید بهشتی!
بخارست میشه شهید احمد قصیر!
وزرا میشه شهید خالد اسلامبولی!
تخت طاووس میشه شهید مطهری!

اما هممون میدونیم مردم همچنان به همون نام قدیمی از این خیابون ها اسم میبرند و آقایون حالا هی زور بزنند...
خب طبیعیه که نمیشه! والا بلا نمیشه. چرا نمیفهمن...؟!
این کاملا طبیعیه. همونطور که عباس آباد قدیم همیشه عباس آباد میمونه، خیابونای جدید شما هم در آینده بین مردم همچنان امام علی و مدرس و بابایی و صدر و.... میمونه. حتی اگه به فرض محال رژیم عوض شه!
بیاید یکم، فقط یکم! متعادل، منصف، عادل، منطقی... باشید!
پینوشت: مسخرس ولی یکم ار آرزوهام همین شده که یه روز یه شهرداری بیاد و بگه آقا احترام شهدا سرجاش، اما اسم خیابونا برمیگرده به اصلش!
پلیس راهنمایی رانندگی
بی شعور !
واژه ای که میشه جسارتا به بعضی ازین پلیسای راهنمایی رانندگی چسبوند! وقتی عین بییییییییییییییپ تو ماشین گرم و نرم نشسته و اون میکروفون رو دستش میگیره... انگار چوپونه و با هر لحنی و هر جور دلش میخواد با مردم که همانا گوسفندان او باشند حرف میزنه!
" راننده پراید... نرو اونجا..... نرو آقاااااااااا! " ( فقط مونده بگه هوشششششش )
تازه این یه موردشه. مطمئنم همگی موارد زیادی از این جور بد اخلاقی ها سراغ دارین. مثلا بعضی وقتا خلاف کردی و میخواد جریمت کنه. طوری برخورد میکنن انگار زدی پدرش رو کشتی!! ... خب بابا جریمتو کن!
تو تلویزیون همه چی قشنگه همه پلیسا مودب و قانونی و ضابطه مند هستند و متخلف در نهایت احترام اعمال قانون میشه! اما در واقعیت یـــــــــــــــه چیز دیگس! کاش میشد تو تلویزیون زندگی کرد!!
یک...
خـــــــــــــــــــب یکم چیزای مختلف یادداشت کردم که بنویسم.
یک توضیح:
اول اینکه این مطالب و موضوعات پست های وبلاگم، در طول زمان در مکان های مختلف به ذهنم میاد. بعد همون لحظه تو گوشیم در قسمت note هاش یادداشت میکنم و بعد میام اوناییش رو که در موردش حرف دارم اینجا مینویسم. همینطوری گفتم که بگم چقدر با کلاس کار میکنم :دی
یک تجربه:
بزنیم به تخته و گوش شیطون کر، امسال هنوز سرما نخوردم! طبق تحقیقاتی که خودم انجام دادم اصولا رژیم غذایی زیاد تاثیر رو این مسئله نداشته. پس خیلی به فکر پرتقال و لیمو شیرین و اینا نباشید. نگاه که کردم تنها تفاوت من، با من پارسال در 3 چیز بود. اول اینکه امسال بیشتر لباس و بخصوص زیر شلواری گرم پوشیدم و دوم اینکه سعی کردم نسبت به محیط بدنم گرمتر باشه (در حالی که پارسال معتقد بودم باید هم دما باشه) و سوم اینکه دوست و یار همیشگی گزیدم و به عبارت رسمی تر نامزد کردم!
پس نتیجه میگیریم اگه میخواین سرما نخورین برین سربازی و زیرشلواریاش رو کش برید بیارید خونه و تو فصل سرما زیر شلواراتون بپوشین، آخه خیلی چسب و گرمن. یعنی فکر کنم ماها از قسمت پا سرما میخوریم! درستم هستا ! نگاه کن باد که میاد از اون پایین از پاچه شلوارت میره تو، چیزی اون زیر پات نباشه میره دور پات میچرخه و هر کار دلش میخواد میکنه و اگر کمرت شل باشه میره بالاتر و میریزه به سینت و کلا سرما میخوری. در مورد اینکه همسر (از نوع مناسب) انتخاب کنید هم، جونم برات بگه که چون یه چیزایی (ازون کارای بد بد که بعد ازدواج خوب خوب میشه... بابا حالا شما تند نرو در حد یه بوس هم کافیه
چیزای دیگه بقیش دردسره 
) (شوخی میکنما) و خیلی چیزای خوب دیگه بینتون اتفاق میفته، فکر کنم همونا قوی میکنتتون. کلا این مورد هم تکمیلی همون لباسه چون میگن زن و مرد پوشش همن. پس تئوری لباس رو جدی بگیرین.
یک سوال:
تو این مدت از خیلی ها این جمله و مشابه اینو شنیدم: "عجب مردمی بزرگوار و قانعی داریم، مردم خیلی خوبن". و جملاتی تو این مایه ها. خب یه جورایی برای یه عده درسته... مردممون جلو مردم کشورای دیگه خیلی خیلی کمتر خدمات میگیرن و خیلی خیلی بیشتر بهشون ظلم و ستم میشه ولی بازم سرشون به کارشونه و آنچنان صداشون در نمیاد. با همه سختی ها داریم میسازیم و از بدیهی ترین حقوقی که همه جای دنیا هست محرومیم. تو تاکسی با خودم میگفتم خدایا آیا این مردم بابت این صبر و بردباری و سازششون ثوابی هم بهشون میرسه یا نه؟ خیلی دوس دارم خدا اون دنیا بگه آی مردم شما حقتون بیش از اینا بود پس به ازاش فلان کارو میکنم....
یک توضیح:
یه چند وقتی بود وبلاگم کامل لود نمیشد و کاشف به عمل آمد که اون قسمتی که عکس و موزیک هارو آپلود میکردم فیلتر شده. (تو پرشین گیگ فضا داشتم) حالا چرا؟ بخاطر اون عکسایی اروتیکی که تو بعضی پستام میذاشتم که کلا 10 تا هم نمیشه. در طی این 7-8 سال، کلا 7-8 دونه عکس یه ذره خاص!! و نه پ*و*ر*ن*و یا 3*ک30* گذاشتم، ولی فکر کنم اسلام رو به خطر انداختم!
حالا ایمیل زدم برای رفع فیلتر... جالبه یارو گفته تموم اونا رو باید برداری و بعد برای احراز هویت و تعهد و ( احتمالا اردوی کهریزک و اوین ) تشریف بیارید فلان جا فرم آقا غلط کردم رو پر کنی!........................ بشین تا بیام... مرتیکه نفهم!

